تصادف پیشی
پیشی سیاه معذرت دیروز غروب داشتیم میرفتیم خونه حاج بابا که تو راه بودیم ٢تا گربه داشتن اشغال میخوردن دویدی سمتشون تا اونا رو بترسونی یکهو گربه سیاهه ب دو رفت تو خیابون همون لحظه یه پرشیا که داشت رد میشد گربه رو له کرد وااااااای خیلی منظره ی بدی بود منم فقط موندم جلوتو نذاشتم جون دادن حیوون زبون بسته رو ببینی وای عجب منظره بدی بود حیوونی ١٠ دقیقه فقط بالا پایین میپرید وکاری هم از دستم بر نمی اومد براش بکنم بعد از اون به هر کی که رسیدیم تعریف میکردی که پیشی رفت خیابون ماشین خورد بهش رفت پیش خدا من واقعا متاثر شدم ش ...




